مریض
هر وقت زنش مريض ميشد، با وجود اينکه سر در نمي آورد ، به اش مي گفت:«چيزي نيست.»
زن هم خودش را نمي باخت و خوب مي شد. اما وقتي خودش مريض شد، هرچقدر گفتند:«چيزي نيست»، حالش بدتر شد و مُرد. اما واقعا چيزيش نبود.
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 0:46 قبل از ظهر  توسط محمد
|