هنوز پاسی از این ره اگر چه ناپیداست ، نشان زیبایی در کوی بی نشان هاست
خم کوچه
غرض من از صدا کردن کسی که در باران می رفت فقط این بود که بگم ما خوشبخت هستیم حتی نامش را نپرسیدم نمی دانم چرا هر کسی را صدا می کنم در خم کوچه گم می شود
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 5:48 بعد از ظهر  توسط محمد
|