تبليغاتX
سنگ تا الماس
باد

باد با سماجت از لای شیشه ماشین خودش را داد تو…آینه را میزان کردم
 روی صورتم… دست بردم بین موهایم … فکرهایم از بین انگشتانم سُر خورد ,
روی موهایم لغزید و در باد گم شد…


2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 5:32 بعد از ظهر  توسط محمد  |