تبليغاتX
Moon With All Of Means
تازه‌ گی‌ها وقتی می‌خواهم برایت بنویسم، دلهره می‌گیرم

اما خب، من گستاخ‌تر از این حرف‌ها هستم که به دلهره‌هام پا بدهم.
من خودم را غرقت کرده‌ام و غرقت خواهم کرد. راستش را بخواهی،
این دلهره را هم دوست دارم، چون باعث نمی‌شود چیزی از قلم بی‌افتد
و چیزی را نگویم. با این‌که تو من‌ را بهتر از من می‌شناسی و چیزی نیست
که ندانی، اما نوشتن نامه برایت، رسمی دیرینه است و صفایی دارد
فاش گفتن عاشقی و به نثر درآوردن دل‌ضعفه‌هام برای تو

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 3:17 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

فاطمه
تکثیر می شم ، با وهمِ بوسه آروم می شم، با یک نوازش من مات می شم
، توی نگاهت بی جنگ و پیکار، بی صلح و سازش تا با تو بودن
، تا از تو مردن هی دیر می شه ، لعنت به ساعت من گیج می شم ،
از درکِ چشمات از لحظه وُ حال ، تا بی نهایت تو نور می شی ،
من کور می شم تو دشنه می شی ، من دیس می شم ابلیس می شم ،
با خنده ی تو از ابر چشمات ، هی خیس می شم لمس ِ تنِ تو ،
بی ابتلا نیست تقدیر ما هم ، از هم جدا نیست طعمِ گناه -ُ ،
طعمِ تنِ تو اصلا خدا هم ، بی تو

2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:40 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

باور
آیا هنوز جرم من باور است

2 نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

ترکیه - سماع - استانبول
سخنم‌ مست‌ شود از صفتی‌ و صد بار از زبانم‌ به‌ دلم‌ آید و از دل‌
 به‌ زبان‌ سخنم‌ مست‌ ودلم‌ مست‌ و خیالات‌ تو مست‌ همه‌ بر همدگر افتاده‌ و بر هم‌ نگران‌




2 نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط محمد  |