تبليغاتX
Moon With All Of Means
چیز

چیزی که قبلا شکسته رو نمی‌تونی دوباره بشکنی
- گفتم که اگر نیستی فلنگ و ببندی

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

ظلم

چشمات سلول انفرادی ابدی منه
رونوشت به سلاح غیر متعارف نگاهت

2 نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

خودم - محمد
حیاط مدرسه
 - دست گلی که من بر اثر آبیاری به آب دادم



2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

پيشنهاد براي عبور از بحران
.....

چندتا ازبرادران بازجوي مودب، فهيم و اهل فهم و شعور كه عطريانفر و ابطحي
رو با گفتگوها و گفتمان خوبشون منقلب كردن، بيارن تو يه برنامه تلويزيوني
و اونها با همون گفتمان ما رو هم منقلب كنن كه يك دفعه همه سوء
تفاهمهامون رفع شه و شجاعت ابراز نظر و وجود پيدا كنيم و به وحدت
در واژگان و تفاهم برسيم و بريزيم به هم و تغيير كنيم

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

چقدر ترحم بر انگیز شدید - این روزها که می گذرد


2 نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

دوران ما - دوران شجاعان
ابطحی بدون لباس شیطان زیباتر نبود ؟
شکوه آزادگی و مردانگی - من به مرد بودنم می بالم


با من کتک می خوردی و شب‌های آخر بود
که درد تنهاییت از باتوم بدتر بود

فقط قبطه می خورم که کنارت کتک نمی خورم
لگد ها و سیلی ها به صورتم



2 نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

من از یادت نمی کاهم

میگم شاید اونم داره گریه می کنه ، خدا کنه راحت خواب باشه
         همیشه تو حمام گریه می کرد
- تا چشماش معلوم نشه که گریه کرده
2 نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

حســــــــــــــــــــــــــین

ک
نون بدست آورید مساحت عشق را - ؟


2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 2:18 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

موازی
دیروز
چون دو واژه به یک معنی
از ما دو نگاه
 هر یک سرشار دیگری
 اوج یگانگی
 و امروز
چون دو خط موازی
در امتداد یک راه
 یک شهر یک افق
 بی نقطه ی تلاقی و دیدار
 حتی در جاودانگی

2 نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط محمد  |