خوشی
هر روزم پنجشنبه ای
که فرداش تعطیله
2
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط محمد
|
آشکارا
از همه ی مزرعه در باران
فقط طعم یک انار در پاییز را در دهان دارم
که باید تا پایان عمر به کسانی شرح دهم
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 7:21 بعد از ظهر  توسط محمد
|
نفرت چهار
هنوز در این حیرانی ام
که عشق اشتباه بود یا نفرت
کدامیک مبدا تاریخم ؟
تا کجا ها مرز چشمان توست
تا کجا مرز غم های من
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 5:5 قبل از ظهر  توسط محمد
|
Fluoxetine
یار اینروزا
Fluoxetine که زندگی رو آسون میکنه
زندگی مجموعه هورمون هاست در مغز
که با این جور چیزا میشه به هر شکلی که میخواهی به زندگی نگاه کنی
و سپریش کنی
غم ، شادی ، عشق ، نفرت ، اعتماد به نفس ، حقارت
عزت ، فراق ، خدا ، دین ، مقدسات ، حقیقت و واقعیت و . . .
2
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط محمد
|
فواره
می خواست :
خود را به آسمان برساند
با هر جهش به خاک ،
می افتاد
عمری در ین خیال تپید
اما
اینش هنر
که یک سر و گردن از آب های مرده فراتر
هر چند هرگز به آسمان نرسید
2
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 5:48 قبل از ظهر  توسط محمد
|
طبیعت مرد
و برای فراموش کردن عشق
به چندین قرن نیازه
2
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 5:12 قبل از ظهر  توسط محمد
|
فصلهای فاصله
تمام مدتی که کنارم بودی
دروغ سیزده بود
حرفات
عشقت
و رفتنت
باران یعنی ، تو بر میگردی ؟
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 2:31 قبل از ظهر  توسط محمد
|
چشم من
گاه، نه همیشه
چشم ها سخن می گویند
راز می دانند، شیطنت می کنند
و شاید
مأوای شیطان همین جاست
در چشم من،
در نگاه تو ...
2
نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط محمد
|
Copy & Paste
و تبریکات Copy & Paste ای
و دیدار های Move & Remove ای
بوسه های Flash ای
و عشق های Trial
2
نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 3:8 قبل از ظهر  توسط محمد
|