تبليغاتX
Moon With All Of Means
چند خاطره

تو رفته ای و به جا مانده ، چند خاطره است

ومن ،
         چو ماهیگیری ،
که در شب ساحل ،
به جای ماهی ،
مهتاب مانده در تورش

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خاتمی رفت

هر چی باشه او هم فرزند امامه
مسائل رو کج معوج می بینه به اسم اخلاق
آنها از درک مصائب انسانها عاجزند آنقدر که  وجودشان پر  از خداست
آنها از درک زندگی عاجزند آنقدر که مرده اند   

http://i.friendfeed.com/60c3057665ef4c72af0f91c8f8ffb93ff902c0cd


2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 9:27 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

فیری دانلود
به خاطر تولد دوباره این وبلاگ
که البته قدیمی تر ها میدونند از دو سال قبل از این هم بود اما با محتوای دیگری
که دیگه ...

Besame Mucho از آندره بوچلي

See The Sun از ديدو

Anything But Ordinary از آوريل

سوگ از آلبوم زير تيغ استاد حسين عليزاده

كلمات آهنگ افسانه اي ماجده

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

ما که را گول زدیم

ما به هر دیواری آینه بخشیدیم که تصور بکنیم
یک نفر با ماهست

بیخودی داد زدیم که بگوییم توانا هستیم
بیخودی ترسیدیم از بیان غم خود  و تصور کردیم
که شهامت داریم



ما حقیقت هارا زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم
که زرنگی کردیم
از شما می پرسم
ما که را گول زدیم

2 نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 2:56 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

پسرم
روز اول که اومدم سر کلاس ...
گفتم کاش تو پسرم بودی ،  روزگار من وتو رو تنها کرد تا تو پسرم شدی

از این به بعد . .

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

آیم ساری

زمان با نگاه کردن به طرف دیگه در گذره
به دنیایی سفر میکنم که تمام اندوه ها و رنج ها فقط
به
 آیم ساری تموم میشه و همه با رنجها آزاد و تنها میشن

2 نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 0:47 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

رفتن تو

هزاران جمله می نویسم ، از رفتن تو. هیچ کدام فعل ندارند

2 نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 5:4 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

وزیدن در باد

چند جاده را باید مرد طی کند
تا بتوان او را مرد خواند؟
چند دریا را باید قوی سپید در نوردد
تا بتواند در شن‌ها بیآرامد؟
..چندبار باید گلوله‌های توپ در هوا پرواز کنند

تا برای همیشه ممنوع شوند؟

چند سال باید بر کوه بگذرد
تا به دریا شسته شود؟
چند سال باید بر بعضی از مردمان بگذرد
تا اجازه‌ یابند آزاد زندگی کنند؟

.چند بار باید سرش را برگرداند
و خیلی ساده وانمود کند که نمی‌بیند؟

چند بار باید به بالا نگاه کند
تا آسمان را ببیند؟
چند گوش باید داشته باشد
تا صدای گریه‌ی مردم را بشنود؟

.چند نفر باید بمیرند
تا متوجه شود که مردمان زیادی مرده‌اند؟

2 نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

داستان های من

جدیدا هر چی فیلم میبینم
نمی دونم چرا فکر میکنم داستان زندگی منه ؟!؟...


البته الان دارم
Reader رو میبینم
دیشب هم  elegy رو دیدم بازم داستان خودم بود
بهم نخندین اما Hancock رو هم دیم بازم داستان زندگیم بود

2 نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

تست لایو ریتر

تست لایو رایتر

2 نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط محمد 

خوشه آسمان
عكس گرفتم كه وقتي كه آسمون ديگه نبود که
به ما امید خوشه های انگور دهد

کسانی مرا تسلی دادندکه در انتها یک سبد انگور در انتظارم است
از شما می پرسم تا غروب چه باید رخ دهد




2 نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

Elegy , Reader ، Revolutionary Road ، Slumdog Millionaire






2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 2:28 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

مثلا پدر

اینروزا همش دوست دارم
گوشهایی رو نقاشی کنم که هرگز نشنیدند



2 نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 3:48 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

مسیر تحول

رو به بالا و ز پستی ها رها
 خوشترین مرگ است مرگ شعله ها

2 نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 3:12 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

راه چشم

دستها هنوز لمست نکرده بودند ولی اعتماد داشتن
اعتماد کرده بودن به چشمهایم
آن زمان که با اولین نگاه

گفته بودند دوست بدار

2 نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

همسرکم

بعد از یکسال
چقدر چهرت خسته بود

از خدا دو نگاه  خواستم ، کاش آغوش میخواستم

هنوزم گوشهات ، از دوستت دارم هام پره ؟

اگه شوکه نشده بودم تمام پاساژ و از هنوز دوستت دارم کَر میکردم
تنها نشی خدا هست، ایندفه بیشتر


2 نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 1:47 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

اگر

اگه اين .... نبود من قطعا
مي رفتم بهشت

2 نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

آن زن مهربان

آن زن مهربان با سخاوت
که به شما تنگ های آب را داد

مرگ بود

آن مهربان آن مهربان

آره نا امید  نشوید
 که اگر بشوید باید تن به هر پستی بدهید

2 نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

نام

بی آنکه گفته باشی نامت را
   من کاشف اسامی ذاتم

بی شک شناسنامه خود را می سوزانی 
فردا - که نام تو 

عنوان شعر تازه من باشد

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 4:46 قبل از ظهر  توسط محمد  |