تبليغاتX
Moon With All Of Means
بچه دار شدن بدون همسر

دوباره سه شنبه
صاحب هفتاد و دو تا پسر ميشم
و
تجربه تدريس تو دانشگاه كه خدا به خير كنه

2 نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 3:41 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

موقع رفتن

موقع رفتن، نگاهش کردم.
مانند وقتی که چوب بستنی تمام‌شده را بیهوده
در دهانت می‌چرخانی، شاید هنوز مزه‌ای داشته باشد.

2 نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

استاد ناظري

من اگه جای شهرام ناظری بودم اسممو می‌ذاشتم بایرامعلی
که وقتی ملت توی iransong دنبالم می‌گردن اسمم
کنار استاد شهرام کاشانی، شهرام صولتی و ایضا شهرام خان شب پره نیاد.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

ایمان تقوا عمل صالح

باز آمد بوی گند مدرسه...

در پایان این فصل از دانش‌آموز انتظار می‌رود
 که مثلث «ایمان تقوا عمل صالح» را سرلوحه‌ی زندگی قرار داده باشد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

جاي خالي

باور كن واقعا ديگه نمي دونم به جاي جاهاي خالي تو نامه چي بذارم

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

بیست و یکم شهریور هنگام اذان صبح بیمارستان فرح



you probably don't want to hear tomorrow's another day
Well I promise you you'll see the sun again
And you're asking me why pain's the only way to happiness
And I promise you you'll see the sun again
And I promise you you'll see the sun again



با تشكر از تبريكها
2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

پرتگاه

در حالی که با تمام قدرت تو رو به سمت
پرتگاه حول میده اما نگران که در حال سقوط اتفاق
بدی برات نیفته

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

بن بست

دنيا پر از كوچه هاي بن بست است...
اما  اين حقيقت را وقتي ميفهمي كه به آخر كوچه رسيده اي!


2 نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

مرسدس

فيلم مرسدس يادتونه
رستم : به چيزي كه دل نداره دل نبند


يك ذره كيميايي زده شدم


2 نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

تابستان خود را چگونه گذراندید؟

به حرم امام رضا رفتيم و براي او فاتحه خوانديم . . .


2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 11:20 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

قسمتی از نامه محسن آرمین به دخترش

عزیزم خیلی شلوغش کردی این احساس افتخار تو به بابات
یک احساس کاذبه به احتمال زیاد چون موجوداتی
مثل کردان و مشاعی و احمدی‌نژاد رو می‌بینی،
این احساس بهت دست می‌ده؛ وگرنه این ملت بزرگ،
مردان  بزرگ و  قابل احترامی  را  تربیت  کرده و می‌کنه
که همه ما باید متواضعانه در برابر بزرگی شخصیت و اندیشه
شان سرخم کرده به  اونها افتخار کنیم. مردم ما بیش از
هر زمانی نیازمند تدبیر و مدیریت افرادی از تبار این بزرگان  هستند.

2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

طور سینا

چو رسی به طور سینا ارنی مگوی و بگذر
که نـیـرزد ایـن تـمنـا بـه جـواب لـن تـرانی

چو رسی به طور سینا ارنی بگوی و بگذر
تو صدای دوست بشنو چه تری چه لن ترانی

ارنی بگویـد آنـکس که تو را نـدیده باشد
تو کـه با مـنی هـمیشه چه تری چه لن ترانی

سحر آمـدم به کویت که ببینمت نهـانی
ارنـی نـگـفتـه گـفتـی تو هــزار لـن تـرانی

2 نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

White Flag
 
I know you think that I shouldn't still love you,
Or tell you that.
But if I didn't say it, well I'd still have felt it
where's the sense in that?

I promise I'm not trying to make your life harder
Or return to where we were

I will go down with this ship
And I won't put my hands up and surrender
There will be no white flag above my door
I'm in love and always will be

2 نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

حسرت

گفت بیا بکاریم اش، دانه ای در دستش بود. دستش را گرفتم
و به باغ رفتیم. دانه را کاشتیم. اوقات خوشی بود. زمان گذشت
و دانه مان جوانه زد. من با رویاهای درختی ام خوش بودم که گفت
جوانه نباید رشد کند، مبادا درخت که شد به ضرب صائقه آتش بگیرد.
شبانه نهال مان را آتش زدم و به خانه برگشتم،
با سری که هنوز از رویا سبز بود.

2 نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

نرفت

گاهي وقتا براي رسيدن بايد نرفت

2 نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

راه و چاه

به من گفتند راه اين است
چاه اين است
ولي من گوش نكردم . . .
از راهي پرت و دور و ....
اكنون بر هدف هستم

2 نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط محمد  |