اضافه وزن
پنج شب که خواب
Celine Dion و میبینم
که صبح زود می آد دنبالم که بریم بدویم ...
2
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط محمد
|
ساعت خراب
Instead of trying to tic-tac in response,
One should answer in silence their I-Am-Always-rights.
Even dead clocks get to be right twice a day,
كلا ميگم ساعت هايي كه خواب هستند هم روزي دو بار درست مي گن
2
نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط محمد
|
بی اعتنا
اولین بار که فهمید که پسرک عاشق شده است
درست مطمئن نبود امّا یادش میآمد همان وقتها بود که پسر نگاهش را از او میدزدید.
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط محمد
|
وفا یا جدائی
باغبان مهربون که نمی خواست با درخت خشک شده قطع رابطه کند
نجارشد
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط محمد
|
بن بست تحميلي
2
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سفر ایستگاه
قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط محمد
|
شانزدهم تير هشتاد و چار
امروز نامه شانزدهم تير هشتاد و چار و خوندم
آدم گاهی به احترام بعضی کلمات تنها می تواند سکوت کند...
2
نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط محمد
|
باران
حتي غيبگويي كه در باران هم چتر داشت
و از بسياري از عابران ساده تر بود
گفت : تنها كسي انتهاي اين جاده را مي داند
كه زماني روحش را به آب و گل سپرده باشد
2
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط محمد
|
اونموقعها
اونموقعها،
یکبار یکصفحه از دفتر شطرنجی مهدکودکم پاره شد.
فکر میکردم بدبختترین آدم دنیا منام...
2
نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 7:22 بعد از ظهر  توسط محمد
|
فراموشی
کاش اتفاقاتی که تو زندگی رخ میده
تو خواب هم رخ می داد ..
2
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط محمد
|