گوجه سبز
اون موقعها نظریهای داده بودم مبنی بر اینکه گوجهسبز همون آلوی کاله.
آخر نتونستم اثباتش کنم... ولی همون موقع خیلی سر و صدا کرده بود.
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط محمد
|
عطر
میگویم: تنت بوی خاک باران خورده میدهد.
میپرسد: یعنی عطر "بولگاری" بوی کاهگل میدهد؟
این روزها آدمها آنچنان در بوهای مصنوعی غرق میشوند
که دیگر با خاک باران خورده مست نمیشوند.
2
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مردی که عاشقم بود
دختر که عاشق شد، شرط گذاشت برای پسر که هرگز تنهایش نگذارد.
پسر قول
مردانه داد تا همیشه بماند. جنگ که شد، پسرک قولش را شکست،
رفت و دیگر
برنگشت. دخترک روی سنگ قبرش نوشت، مردی که عاشقم بود.
2
نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سرو چمان من
با همه عطر دامنت آیدم از صبا عجب
کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی کند
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف تو
زان سفر دراز خود عزم وطن نمی کند
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط محمد
|
راه آسمان
چای، قهوه، موزیک، سیگار، پیپ، قلیان، سکس، آبجو، شراب، ویسکی،
شعر،
تریاک، حشیش، هروئین، دین … کماند کسانی که یکی از اینها
را به عنوان
داروی سکر آور مصرف نمیکنند. کماند کسانی که روی
این زمین میزیاند و
نمیخواهند به آسمانها روند
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:31 قبل از ظهر  توسط محمد
|
موبایل
مرض جدیدی گرفتم هنوز براش اسم نذاشتم همش نشستم فکر میکنم
موبایلم زنگ میخوره بعد بر میدارمش با اطمینان میگم ” بله ”
دوباره میشینم سر جام دو دقیقه بعد باز این اتفاق میفته
من درد مشترکم
مرا فریاد کن
2
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط محمد
|
الاغ
هم کشتی امنه هم نا خدا کارشو بلده این تو ی ..... که دریا زده شدی
2
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط محمد
|
سه نفر
ردیف آخر کلاس ، بله شما سه نفر جفتتون بفرمایید بیرون از کلاس
2
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط محمد
|
خر
میدونی مشکل چیه ؟ مشکل اینه که ،حتی خود خر هم از اینکه
خر فرض بشه به صورت خرکی ناراحت میشه
2
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:56 قبل از ظهر  توسط محمد
|
تمام آی دی هام هک شد لطفا دیگه میل نزنید
همین
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط محمد
|
فردین خلعتبری
دیشب خواب دیدم شبیه فردین خلعتبری شدم
تعبیرش چیه ؟؟

2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:57 قبل از ظهر  توسط محمد
|
شیرین نشد
قندی را درچایی انداخت.قند ذره ذره آب شد اما چایی شیرین نشد.
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط محمد
|
انتظار
همیشه نگاهی را باور کن
که اگر از تو دور شد
در انتظارت بماند
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 10:30 بعد از ظهر  توسط محمد
|
علیرضا دهقانیان
آقا اجازه مبحث امروز ما خداست
توضيح ميدهيد كه جاي خدا كجاست ؟
قرآن نوشته او همه جا هست و مادرم
اصرار ميكند كه كمي قبله سمت راست
من جمعه ميروم لب دريا ، كنار آب
آنجا نماز جمعه ، زلال است ، بيرياست
كاج هميشه سبز ، كه بيرون مدرسه
استاد درس ديني و قرآن بچههاست
آقا شما حقيرتريد از سوال من
اين درس ، نان خشك سر سفره شماست
من ساكتم ، دبير به من صفر ميدهد
شاگرد تنبلي ، كه هواسش پي ِ خداست
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط محمد
|
Hamburger For me, Alzhimer For Her
A cruel memory, they've got.
People, on the other side of the equation.
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:15 بعد از ظهر  توسط محمد
|
حلال
دویدن دنبال یک لقمه نان خوب است
به شرط آنکه لقمه مذکور در دست دیگری نباشد.
2
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سیگار
امروز کشف کردم از اینکه جلوی بزرگترا سیگار نمی کشم
لذت میبرم و سیگار کشیدن لذتی نداره
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط محمد
|
پاسخ
هیچ می دانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن ، پیوسته می کاهم ؟
- زان که بر این پرده تاریک
این خاموشی نزدیک
آنچه می خواهم نمی بینم
و آنچه می بینم نمی خواهم
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط محمد
|
سالک
غزلی بی نظیر از شهریار با صدای خودش

2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 10:2 بعد از ظهر  توسط محمد
|
مستند
مستندترین مستند را هر روز
از درون قاب پنجره اتومبیل ها می بینم. قشنگی اش
اینجاست که کارگردانی
ندارد و با هر جور آهنگی هم مطابقت می کند.
تکرار می شود و هر بار متفاوت
است.
2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط محمد
|
نیاز زندگی
آنچه زندگیها نیاز دارد، ضربههای مداومی است که هول بدهد و جلو
بیاندازد
آدمهایی را که در پیچ و ناپیچ زندگی گیر کردهاند و نمیدانند
اگر بیاستند
و دستها به تسلیم بالا آورند تا ابد متوقف خواهند ماند.
2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 7:33 بعد از ظهر  توسط محمد
|
از اول
نقطه میگذارم جلوی گذشته ام و...
میروم سر خط...
2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط محمد
|
باز هم تو
مرد
در ذهنش هزار بار صحنه ديدار را مجسم كرده بود … فرياد شوق!
….
بوسه گرم ! … آغوش باز ! … از حال رفتن! ….
و هر
بار از فكر كردن به هر كدام انگار كه قلبش از جا كنده مي شد
…
سه
ماه تمام دنبال ادرس دويد ….
در
كه باز شد زن در آستانه در شانه هايش را بالا انداخت و گفت :
باز
هم تو ؟!!
2
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 4:50 بعد از ظهر  توسط محمد
|
تقوی
زمان خوشدلی تنگ است دریاب
شتاب عمر بین در عیش بشتاب
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط محمد
|
miracle to come
Let’s do something crazy,
something absolutely wrong .
while we’re waiting
for the miracle to come
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط محمد
|
آرامش گمشده
دخترک را در آغوش میگیرم، سرش را میبرد میان موهایم
و با صدایی بریده بریده میگوید که آغوشم برایش پر از آرامش و امنیت است.
دخترک را بیشتر در آغوش میفشارم، نمیگذارم که بفهمد،
من خودم به دنبال آرامش گم شده هستم.
2
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط محمد
|
حلاج
اینو از رو عصبانیت می نیویسم
حلاج بر سر دار این نکته خوش سراید
با شافعی مگویید امثال این مسائل
2
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط محمد
|
ای رستخیز ناگهان
دیشب با اینکه از عزیزی کلی فحش خوردم اما حال شمس بهم دست داد
زان خشم دروغینش وان شیوه شیرینش
عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا
....
ای رستخیز ناگهان
ای رحمت بی منتها ای آتشی افروخته
در بیشه اندیشه ها امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
بر مستمندان آمدی چون رحمت فضل خدا
2
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:29 قبل از ظهر  توسط محمد
|
باور
تو سه جا نباید حرفارو باور کرد :
- حرفای پای منقل و
- حرفای پای منبر و
- حرفای توی بغل
2
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط محمد
|
You'll see
اینو
دانلود کنید از Madonna
کوچیکتر که بودم خیلی قشنگ بود ....
2
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط محمد
|